متن آهنگهای قدیمی

آخرین نظرات
  • ۲۶ شهریور ۹۵، ۱۲:۲۰ - محمد حسین d2
    عالی

۵۰ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

پیر مشرق عزیز مهربونم
ای غزل گو زمین گل نشونم
خونهء من ایرانم ایران عاشق
کاش که تا بهار تو زنده بمونم
کاش که تا بهار تو زنده بمونم
زشت و زیبا تلخ و شیرین
گرم وسرخوش سرد و غمگین
تو به هر حال و هوائی که باشی
عاشقم تا همیشه عاشق تو
مسته با تو نفس من

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

دست من وقت نوشتن
شکل اسم تو رو داره
وقت خوندن صورت من
خنده هاتو کم میاره
عطر یاسی که تو چیدی
ناز صد باغو خریده
ماه کامل سر سفره
گریه هامو سر کشیده
تو چه خوشرنگ و عزیزی
مثل یک نت لب گیتار
مثل فکر شعر تازه
حدس یک گل پشت دیوار

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

وقتشه وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه از تو گذشتن وقتشه
مهلت تولد دوباره نیست
مردن دوبارهء من وقتشه


دیگه دیره واسه گفتن
این کلام آخرینه
فرصت ضجه نمونده
لحظه های واپسینه

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

بانوی ما ، بانوی ما

بانوی شعر و قصه ها

تنها تویی ، تنها تویی

همزاد سایه ی خدا

عطر تو گلبرگ ، گلبرگ لاله

بی مهری تو حرفی محاله

تو برترینی ، تو بهترینی

از آسمونی ، یا از زمینی

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

این لبای گرم اونه که میتونه لب ها مو تا خنده واکنه
این صدای قلب اونه که میتونه از تنم غمو رها کنه
این بارون اشک منه که قصه شبهای تنها سرودنه
این سایه بخت منه که پشت این پرده سیاه بودنه
من یه گل هزار پرم که پای هر پرم یه خاره
داغ تابستون رو سرم اماتنم پر از بهاره
اون با ستاره همسفر من گل داغ خورشیدم
سیاهتر از بخت بدم رنگی به دنیا ندیدم

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

ریشه بودیم تو خاک شور در آرزوی بارون
بارون اومد جون گرفتیم تو خلوت بیابون

شبای ما کنار هم شبای رنگینی بود
آسمون بود ستاره بود سکوت سنگینی بود

حالا منم درختی پیر وخسته
شاخه هامو دست زمون شکسته
حالا منم درختی پیر وخسته
شاخه هامو دست زمون شکسته

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

سقف ما هر دو یه سقف دیوارامون یه دیوار
آسمون یه آسمون بهارامون یه بهار
اما قلبامون دوتا دستامون از هم جدا
گریه هامون تو گلو خنده هامون بی صدا

نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز
تو مثل گنگی رمز توی یک کتیبه ای
که همیشه با منی اما برام غریبه ای

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

یه روز از راه رسیدی مرد جوون

خسته و غریب و بی نام و نشون

صورتت سوخته ی آفتاب کویر



چشمات از رنگ زلال آسمون

با سبد سبد پر از گل های یاس

شدی هم سرای تنهایی من

تو پناه نفسای گرم تو ، زنده شد عشق اهورایی من

  • علی عبدالهی
  • ۰
  • ۰

نگاه می کنم نمی بینم
چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش می کنم نمی شنوم
گوش مرا صدای تو پر کرده
نگاه می کنم نمی بینم
چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش می کنم نمی شنوم
گوش مرا صدای تو پر کرده

  • علی عبدالهی